بی تو کی این قطره دل دریا شود
چهارشنبه ...ای این همه زیبا دوستت دارم ...دستهایم که پر از بوی عطری خوش وکتاب است ...کفش زیبایی پوشیده ام و نگاهی دارم که تا عمق جانت را به آتش خواهد کشید.
مثل همیشه نبودی ...انگاری چیزی بر دلت سنگینی می کند ...آمدم ...روبروی تو نشستم ...حرف زدیم وبا خاطره ای خوش می روم ...تمام پری دستم را به تو دادم .
پسین چهارشنبه ...باد موههایم را برهم می زند ...اندیشه ام از خاطره هاش خوش با تو بودن سنگینی میکند ...هرگاه ترا به یاد می آورم جز تصویری زیبا ...چیز جز این که توهمیشه قشنگ می خندی و آن هنگام که دست هایت را باز میکنی و حرف های قشنگ می زنی چه با شکوهی ..چیز دیگری نمی بینم .
می خواهمت ای با تو شیرین زندگانی
ای دست هایت ساقه های مهربانی (فریدون مشیری)
+ نوشته شده توسط آرزو در جمعه
1388/02/25 و ساعت 8:20 قبل از ظهر |