جواب
حالا که جواب تمام قرار بی قراری هایمان نمی آیم تو شده است .
دختر روسری زیبایی به سر کر د و بار تمام دوستت دارم ها را به دوش گرفت
پنجره را باز کرد
و پروانه پرید ...
دختر لبخند می زد
که
زندگی آغاز شد.
+ نوشته شده توسط آرزو در شنبه
1387/05/26 و ساعت 1:35 قبل از ظهر |
لبخند ستاره
و دختر روسری زیبایی به سر کرد و به خانه باز گشت.
آمده بود تا کفشهایش را در بیاورد بنشیند و در حالیکه اشک می ریزد یک دنیا حرف نگفته را بگوید و لیوانی چای داغ بنوشد و سپس یک دل سیر بخندد.
نفس عمیقی را فرو برد و گفت : پس از آنهمه درد کشیدن تنها چیزی که مرا آرامش می بخشد دیدن لبخند تو و احساس همه مهربانی های توست .اما ای دل غافل روبروی تو نشستن رویای کودکانه ای بیش نیست در تمام لحظه هایی که درد روبرویم نشسته بود تنها چیزی که این دل همیشه بیقرار مرا
قرار می بخشید نگریستن به پنجره ای ای بود که هرصبح رو به باغچه و آواز گنجشکها و پرواز کبوترها باز می شد و تا لبخند ستاره و سپیده سحر باز می ماند .
من خواب بودم که تو آمدی ...بیدار که شدم سایه ات بوی خوبی می داد.
+ نوشته شده توسط آرزو در دوشنبه
1387/05/21 و ساعت 2:32 قبل از ظهر |
سلام
من بعد از چند ماه غیبت طولانی برگشتم
البته این نبود به دلیل بیماری من بود که امروز به لطف پروردگا بهتر از روزهای ماه قبلم .
روزهای خوبی بود لحظه های پر ازدرد
لحظه هایی که می تواند تنها وتنها حاصل نا سپاسی من باشد در برابر همه چیزهایی که من داشتم ونمی دیدم .
خدا را سپاس که با تلنگری هر چند کوچک به من یاد آوری کرد نعمتهای بی شمارش را که البته سرآمد
همه این نعمتها داشتن خانواده خوب است .
بازهم سپاس که دوباره به من سلامتی داد تا دوباره ودوباره نامه های عاشقانه بنویسم ...
بنویسم که هنوز هم زیبا دوستت دارم .
آرزو
+ نوشته شده توسط آرزو در دوشنبه
1387/05/21 و ساعت 1:50 قبل از ظهر |