تبليغاتX
> هزار نامه عاشقانه
برای دختری نوشتم که در همسایگی ما زندگی می کند وداشت موتور پدر جانبازش را می شست

به دختری که هرگز طعم هم قدم شدن با پدرش را نچشیده است .

دختر بدون جوراب و روسری زیر آسمان ایستاده بود .

سپیده دمان زیبایی بود .آواز کنجشگها و جنبش برگ برگ درختان و چرخش نسیم

و پرواز کبوتر ها برای آزادی ...

بهار با همه دوستت دارم های ساده زیبا بود .

انطرف تر دختر در گفتگو با انسانی زیبا  پایش را بر زمین می کوبید و با همه وجودش داد می زد که نسیم

رویا های ترا بر برگ سبز درختان می پیچد و با خود به ابر... اسمان ...و ستاره خواهد برد ...

دستهایم را به تو می دهم ایمانت را به من بده .

و انگار کسی خواب بود .

............................................................................................................................................

پیسن دلنوازی بود

کوچه پر از من شده بود و شیطنت های دختر م .دخترم داشت رویا هایش را قدم به قدم  در کوچه قریاد می زد ....مثلا من وقتی بزرگ شدم می دانم که عروس زیبایی می شوم .

آنطرف تر دختر همسایه امان داشت رویای قایم با شک بازی با پدرش را درخاطره  نبود  صدای قدم های پدر در هیا هوی کوچه می شست . نگاهش کردم و برای تمام رویاهایش آمین گفتم .نرم نرمک از سر کوچه پیچیدم در خیالم از دختر پرسیدم که پس از پدرت آیا از تو هم  عاشق تر هست ؟

راستی آن دختر روسری زیبایی پوشیده بود و دست هایش هنوز از روسری اش زیبا تر بود .


+ نوشته شده توسط آرزو در شنبه 1387/01/31 و ساعت 2:35 قبل از ظهر |
به دوستی که مرا هرگز پیدا نخواهد کرد .
از بودن امده ام از رفتن  از خواستن و از خود آرزو از چیزی درست به بی انتهایی رویا های کودکانه .

خیلی شیرین مثل خنده کودکی وقتی باد کنکی می ترکد.

به زلالی باران و روشنایی آیینه .

و چه پر به اندازه گنجایش کتاب.

برایت خندیدم و چه زیبا شعر هایی که برای دلتنگی هایت سرودم .

همه خواب بودند ولی من ترا چه نازنین انگاشتم و به پاس اندیشه های پایدارت تا سپیده دمان شعر خواندم وشعر سرودم تا تو  ...تو نازنین بدانی

که

آرزو تا ابد جاریست .

نمیدانم چرا دختر این همه دلواپس شادمانی های کسی بود .

روسری زیبایی پوشید و به خیابان رفت .صدای قدمهایش که دور تر و دور تر می شد ...درست انگار که انسانی زیبا آنطرف خیابان به او چشم دوخته است .ودختر زیبا بود ...از روسری هم زیباتر ...

کوچه پر شده بود از اذان و بوی گل یاس .

 


+ نوشته شده توسط آرزو در سه شنبه 1387/01/27 و ساعت 2:35 قبل از ظهر |
تولدت مبارک

یک دنیا درود

تو هنوز هم زیبایی

ترا سپاس که مرا بسیار دعا کردی .

ترا سپاس که از دوست داشتن من هنوز خرسندی .

هنوز هم صدایت را دوست دارم و جای خالی نگاهت و

اندیشه ات .

بسیار زیبا دوست دارم .


+ نوشته شده توسط آرزو در سه شنبه 1387/01/20 و ساعت 7:15 بعد از ظهر |