تبليغاتX
> هزار نامه عاشقانه
هیچکس از جنس ما نبود
این چنین که هستم که بودی که بودم که هستی
نمی گویم صمیمی نمی گویم خوب نمی گویم پاک
نمی گویم...

ولی بخدا قسم
قسم به نان و نمک
به شرم تو به چشمای قشنگ تو
اندازه هرچه دل تنهاییت بخواهد
با همه وجود و با هرچه عشق و عشق
دوستت دارم...

+ نوشته شده توسط آرزو در سه شنبه 1385/10/19 و ساعت 4:59 بعد از ظهر |
 

 

شاد باشی و امیدوار

+ نوشته شده توسط آرزو در شنبه 1385/10/16 و ساعت 9:17 قبل از ظهر |
کار عشق
 

naz

و اكنون با تو بگويم كه كار با عشق چيست؟

كار با عشق آن است كه پارچه اي را ببافي بدين اميد كه معشوق تو آن را بر تن خواهد كرد. كار با عشق آن است كه خانه اي را با خشت محبت بنا كني بدين اميد كه محبوب تو در آن زندگي خواهد كرد. كار با عشق آن است كه دانه اي را با لطف و مهرباني بكاري و حاصل آنرا با لذت درو كني چنانكه گويي معشوق تو آنرا تناول خواهد كرد و بالاخره كار با عشق آن است كه هرچيز را با نفس خويش جان دهي و بداني كه پاكان و قديسان عالم به تو مي نگرند.

+ نوشته شده توسط آرزو در چهارشنبه 1385/10/06 و ساعت 7:54 قبل از ظهر |